چرا بیهوده در صحرا دوانی

رزی ساربانی به مجنون گفت

چرا بیهوده در بیابان بدوید؟

اگر مجبور بودید با لیلی سر و کار داشته باشید

با یکی دیگر از دوستانم دیدم

سر زلفش دست دیگران است

بیهوده در بیابان می دوید

ساربان مجنون فغان گفت

پاسخ او بیانگر این رباعی بود

همه در یک ازدواج ناموفق نشسته اند

داروی درد دیوانه را بشناسید

رازی است بین معشوق و معشوق

چه می داند که چرا دارند؟

به مجنون گفت تو ستاره بدی هستی

هیچ گناهی بدتر از عشق نیست

خداوند به شما دستور داده است که توبه کنید

زود برو و از عشق لیلا توبه کن

به گفته مجنون فغان گوش کن

به آسمان گریه کرد

گفتم توبه کردم ولی توبه کردم

برای چیزی غیر از عشق لیلا

رزی ساربانی به مجنون
گفت چرا در بیابان راه بیهوده می روی؟

اگر با لیلی بودید، تجارت می کردید.
با یکی دیگه دیدم دوستم.

سرش به دست دیگران است
بیهوده در بیابان می دود.

ساربان مجنون فغان جوابش را گفت، این رباعی را گفت.

در ازدواج ناموفق، همه باید درمان درد احمق را بدانند.

بین عاشق و معشوق رازی نهفته است.

به مجنون گفت تو آدم بدی اختر
گناهی بدتر از عشق نیست.

خداوند به تو دستور داد که توبه کنی

این حرف ها را می شنوی مجنون فغان
سر به آسمان فریاد زد

اگر می گفت توبه کردم، توبه کرده بود، اما برای چیزی غیر از عشق لیلا!

******************************************************************************************

گفتم این بهار افسرده بود.
گفتم پرستو می میرد.

همونطور که گفتم ای دل بی نهایت
عشق یعنی رنج یعنی انتظار

وای او به من دل داد
هم مرا شکست و هم شکست او به من دل داد

******************************************************************************************

به او گفتم: علاقه داری؟

چند تا میگیری؟

به او گفتم: «قلب من مال توست، تو فقط لبخند بزن!

خندید و قلبم را ربود

تا به خودم آمدم او رفته بود

قلبش روی زمین افتاد

جای او در دلم مانده است…

خندید و قلبم را دزدید
تا آمدم او رفت

********************************************** ********************************************

گفت: اگر اشک نداشته باشم میشکم

اگه یادت نره جدا میشم

در لبه کابین حصاردار

من در این سکوت سکوت میکنم

اگه یادت نره جدا میشم

اگر بعد از طلاق تو آه نکشم، تنها خواهم بود

به خدا سوگند به خدا سوگند

اما افسوس که همه اینها فقط یک افسانه بود!

********************************************** ********************************************

آخرین حرف تو چیست؟
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض

این در مورد خاطره ای است که در لبه برکه قرار دارد

یک طرف خاطرات!

یک طرف پنجره ها!

در تمام آهنگ ها! کلام آخر بسیار باشکوه است!

آخرین کلمه شما چیست که می توانم روی آن حساب کنم؟

رزی ساربانی به مجنون
گفت چرا در بیابان راه بیهوده می روی؟

اگر با لیلی بودید، تجارت می کردید.
با یکی دیگه دیدم دوستم.

سرش به دست دیگران است
بیهوده در بیابان می دود.

ساربان مجنون فغان جوابش را گفت، این رباعی را گفت.

در صف ناموفق، هرکسی که در
نشسته است باید درمان درد احمق ها را بداند.

بین عاشق و معشوق رازی نهفته است.

به مجنون گفت تو آدم بدی اختر
گناهی بدتر از عشق نیست.

خداوند به تو دستور داد که توبه کنی

این حرف ها را می شنوی مجنون فغان
سر به آسمان فریاد زد

اگر می گفت توبه کردم، توبه کرده بود، اما برای چیزی غیر از عشق لیلا!

به تو می اندیشم
به تو و شدت نگاه طوفانی تو به من
به تو و عشق عمیق تو در بدنت
و خاطرات
چرا من و تو هرگز در 759999999880000000000000000000000000000000000000000 شدیم . دست…
من چرا هنوز تو را میبخشم؟؟؟
از تو فکر کنم
از تو که در افکار خودم غرق شده ای
به افکارت فکر می کنم هر زمان

مرتبط:  چطور بدانیم در واتساپ بلاک شدیم

سلام عشق قدیمی من حافظه تو چقدر قوی است

درود بر ماهت عزیز دل، درود از ما

در خواب کوتاه هر صبح دعا کنید

عشقت رو خراب کردم چون تو منو اینطوری میخوای

من کسی هستم که از شادی حباب نمی کنم

گناهی ندارم جز اینکه تو را نادیده نمی گیرم

در غم به صورت آوازی باشکوه پرواز می کنی

گناهی نداری جز اینکه دوستم نداری

می خواهی من دیوانه باشم، می خواهی من غریبه باشم.

من با تو غریبه شده ام، فداکارتر از مستی

به من نگاه کن، به من نگاه کن، من شدم هر چیزی که تو می خواستی

سلام عشق قدیمی من حافظه تو چقدر قوی است

درود بر ماهت عزیز دل، درود از ما

شهامت بگیر، غم را از من دور کن

من شاخص خلقت شده ام، به من عبرت بده

حرف های من را باور نکن تو از من عاشق تر هستی

من از اغراق نمی ترسم

سلام عشق قدیمی من حافظه تو چقدر قوی است

درود بر ماهت عزیز دل، درود از ما

گریه نکن عزیزم گریه نکن یه چیزی شده گریه نکن درست نمیشه نگران نباش من رفتم ولی نمیام به زمانی که گریه میکنی فکر نکن بخاطر غرور منه… گریه نکن گلم بلند شو عشقم بارون میاد مثل من اشکام صورتتو خیس میکنی میرسی مریض… کسی نیست که ازت مراقبت کنه، بلند شو برو خونه، می دونم رفتن به خونه ای که هیس می کنه و می سوزه سخته، اما برو، برو… من با دیدن تصویر می دانم که پشت سر می ماند چقدر سخت است آیا روی دیوار هستی؟ سخته فراموش کردن این همه خاطره خوب، فراموش کردنش سخته، باید بذاری دست باد، برو خونه عزیزم، لباساتو عوض کن… خیس، خیس… تو عشقم، نکن دیگر به من صدمه نزن، فقط یک سنگ است مرا به قلعه انداختی… برو گلم برو… از قبرم بلند شو برو عزیزم…

اگر به سراغ من آمدی قوی و پیوسته بیا…

از فکر تنهایی من نترس…

صفحه تنهایی من…

این لیوان نازک نیست که با هر لرزشی اشک بریزد…

صفحه به خاطر تنهایی من…

اتاق از درد هزاران غم سنگ شده است…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا